دست نوشته های یک روانی
HOMEPAGE
BLOGSKIN
حکایت
آه ای عشق تو درجان و تن من جاری دلم آن سوی زمان با تو ایادارد وعده دیداری ؟ چه شنیدم ؟ تو چه گفتی ؟ آری ؟
(حمید مصدق)
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:59 توسط حمیدرضا |
می خوام از همه متنفر بشمبه نظرتون عیبی داره؟ما که از عشق هیچی عایدمون نشدپس بذارین عین سگ متنفر شماز همه چیزندگی، عشق ، خودم از همه چی
نوشته های پیشین
Cold Playing خاکستر یه تنها آرام (یه شاهکار) مرگ الهه شرقی(خیلی خوب) باران سکوت علیرضا System of a down بهار اشعار زیبا ترین تنهایی اخراجی ها سمپاد سایت آوای آزاد یه دوست خوب گوساله پستونکی تمشــــــــــــــــــــــک
RSS
تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.