نگاه چشم بیمارت چه خسته ست
کبوترجان ! که بالت را شکسته ست ؟
کجا شد بال پرواز بلندت ؟
سفید خوشگلم ! پایت که بسته ست ؟
شعر از سایه
خب من اگه جای اون کبوتره باشم خیلی راحت می گم:
زندگی، من را فرسوده کرد
بی قیل و قال من را دیوانه کرد
تنها گناهم زندگیم بود آری
بالم که هیچ، آن، دلم را ویرانه کرد
شعر الکی شد ( اینی که گفتم) ولی واقعا به من بگین؟
آیا بزرگترین گناه ما زندگی نیست؟
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:29 توسط حمیدرضا |